منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٦
ابراهيم تنها مشاهده احياى مرده نبوده و گرنه كافى بود كه مرده اى را زنده كند بدون آن كه ابراهيم را به انجام اين مقدمات تكليف كند.
بلكه هدف مشاهده بازگشت اجزاى بدن هر حيوانى به بدن اصلى خود بود، از اين جهت بايد پرندگان متعددى را ذبح كند و آنها را به هم بياميزد.
و اين هدف باز در صورتى عملى مى گردد كه پرندگان از انواع مختلف باشند، زيرا در غير اين صورت هدف كه بازگشت اجزاى هر يك به بدن اصلى خود بود، تأمين نمى گردد، ولذا در روايات وارد شده است كه اين چهار مرغ عبارت بودند از طاووس، كبوتر، خروس و كلاغ كه هر كدام مظهر صفات و روحيات خاصى مى باشند، طاووس مظهر خودنمايى و خروس مظهر تمايلات شديد جنسى، كبوتر مظهر بازيگرى و كلاغ مظهر ذكاوت و هوش.
پاسخ به يك پرسش
١. گاهى گفته مى شود هرگز از آيه استفاده نمى شود كه خداوند به ابراهيم دستور ذبح مرغان را داده باشد، زيرا لفظ (فَصُرْهُنَّ) هر چند به معنى قطع كردن آمده است ولى در اين جا مقصود متمايل ساختن و مأنوس گردانيدن است، به گواه اين كه پس از لفظ (فَصُرْهُنَّ) لفظ (إِلَيْكَ) به كار رفته است و اين لفظ با معنى دوم مناسب است، نه معنى اوّل در اين صورت مفاد آيه دگرگون مى گردد، و مقصود اين مى شود كه اين چهار مرغ را بگيرد، و آنها را با خود مأنوس بسازدو هر كدام را در حالى كه زنده اند بر سر كوهى بگذارد، و سپس آنها را بخواند تا به سوى او آيند، يعنى همچنان كه دعوت تو از آنها سبب مى شود كه آنها از جاى خود حركت كنند و به سوى تو بيايند همچنين دعوت خدا، در روز رستاخيز از مردگان سبب مى شود كه اجزاى پراكنده