منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٧
حقايق كلى وعقلى دارند، بنابراين مانع نخست منتفى است و مانع دوم نيز به واسطه مرگ از ميان برداشته مى شود.
اشكال
ممكن است گفته شود: تعلق نفس به بدن در جهان ديگر هم تحقق دارد، زيرا فرض اين است كه معاد در سراى ديگر، معاد جسمانى و روحانى است نه روحانى فقط بنابراين هرگاه تعلّق نفس به بدن مانع ادراك كامل عوامل عقلى است و درنتيجه لذات عقلى به طور كامل دريافت نمى گردند، اين مشكل در سراى ديگر نيز وجود دارد.
پاسخ
در پاسخ آن سه مطلب را يادآور مى شويم:
١. اولاً بدن اخروى هر چند بدن جسمانى و عنصرى است (نه مثالى برزخى بسان صورتهاى رؤيايى) ولى در عين حال بدن اخروى كاملتر و لطيف تر از بدن دنيوى مى باشد هيچ بعيد نيست كه تعلق نفس به چنين بدن مانع از ادراك عوالم عقلى نباشد.
٢. تعلق نفس به چنين بدن، با تعلق آن به بدن دنيوى تفاوت دارد، نفس در اين جهان مدبر بدن و مايه حيات او است و سرانجام، انسان با به كار انداختن دستگاه گوارش و فعل و انفعالات فيزيكى و شيميايى به زندگى خود ادامه مى دهد در حالى كه تعلق نفس به بدن در سراى ديگر به نوع ديگر است و هدف از تعلق آن اين است كه نفس به ثواب و عقاب جسمانى نايل آيد.
٣. ممكن است نفوس بشرى پس از جدايى از اين بدن در عالم ديگر، قوى و نيرومند شوند و پس از بازگشت به بدن، امكانات بيشتر براى دريافت