منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٢
آنها مستولى مى شود گامهايشان لغزيده و توان حركت ندارند مانند كسى كه بخواهد بر چيزى حركت كند كه از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است و اين در حقيقت تمثيل و تشبيهى است كه سختى عبور كافران از صراط را بيان مى كنند».[١]
«علاّمه مجلسى» پس از نقل سخن ايشان، آن را استوار ندانسته مى گويد:
تأويل ظواهر در يك مسأله بدون اين كه ضرورتى آن را ايجاب كند جايز نيست.[٢]
يادآور مى شويم اگر چه سخن علاّمه به عنوان يك قاعده كلى صحيح و پا برجا است و هرگاه شاهدى در دست نباشد و ضرورت عقلى هم اقتضا ننمايد، تأويل ظواهر غير موجه و ناصحيح است ولى بايد گفت آنچه اين متكلم گرانقدر اسلامى گفته اند نيز در جاى خود استوار و آزموده است، زيرا در خود روايات شواهدى وجود دارد كه مقصود از توصيف ياد شده تمثيل و تشبيه است.
در روايتى كه خود علاّمه مجلسى آن را از مناقب نقل كرده اند آمده است: خداوند صراط را براى مؤمنان عريض و پهناور و براى گهنكاران دقيق و باريك قرار مى دهد.[٣]
در حالى كه ظاهر روايات ديگر اين است كه صراط يكى بوده و براى همگان يكسان است و تنها انسانها در عبور از آن متفاوتند و به نحوه هاى مختلف مى گذرند كه قبلاً گذشت.
[١] شرح عقايد صدوق، ص ٨٨.
[٢] بحارالأنوار:٨/٧١.
[٣] وَيَجْعَلُهُ اللّهُ عَلى الْمُؤْمِنينَ عَريضاً وَعَلَى المُذْنبينَ دَقيقاً(بحار:٨/٦٨، روايت ٨).