منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٦
وجود دارد:
١. مقول و گفتار جنبده اى باشد كه از زمين بيرون مى آيد.
٢. تعليل براى مطلبى باشد كه در آغاز آيه وارد شده است. تو گويى سؤال مى شود كه چرا عذاب بر آنان قطعى مى شود؟ پاسخ مى دهد كه آنان افراد لجوج و عنودى بودند كه به آيات الهى ايمان نمى آوردند.
آنچه بيان شد مربوط به توضيح آيه نخستين بود.
آيه دوم نيز از زنده شدن گروهى از هر امت سخن مى گويد:(وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّة فَوجاً) و چون زنده شدن گروه خاص را يادآور مى شود، طبعاً نمى تواند مربوط به روز قيامت باشد چون در آن روز همه مردم محشور مى شوند چنان كه مى فرمايد:
(...وَحَشَرناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً) .[١]
«همه را در روز قيامت زنده و جمع مى كنيم و احدى را ترك نمى كنيم».
قهراً يك چنين حادثه (حشر گروهى خاص از هر امت) مربوط به پيش از قيامت خواهد بود.
با توجه به توضيحاتى كه پيرامون آيات ياد شده داده شد مى توان گفت در اين دو آيه دو علامت از علايم رستاخيز بيان شده است:
١. خروج دابه و سخن گفتن او با مردم.
٢. زنده شدن گروهى از مردم.
گواه بر اين دو حادثه مربوط به پيش از رستاخيز مى باشد اين است كه خدا در همين سوره پس از بيان اين رخداد، در آيه (٨٧) مسأله برپايى قيامت را
[١] كهف/٤٧.