منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٤
اين موقع آن آبادى را ويران مى كنيم چقدر جمعيت هايى را پس ازنوح نابود ساختيم و كافى است كه خدا از گناه بندگان خود آگاه است».
١٩.«سلام بر او آن روز كه تولّد يافت، و آن روز كه مى ميرد، و آن روز كه زنده برانگيخته مى شود».
٢٠.«ما براى هيچ فردى قبل از تو (پيامبر) حيات دنيوىِ جاودان قرار نداديم، پس اگر تو بميرى آيا آنان جاودان خواهند بود؟».
٢١ .«سپس شما بعد از آن مى ميريد».
٢٢.«آنگاه كه مرگ يكى از اين بدكاران فرا مى رسد، مى گويد: بارالها مرا به دنيا برگردان تا من در مواردى كه كوتاهى كرده ام عمل صالح انجام دهم (خطاب مى آيد) هرگز...».
٢٣.«تو اى پيامبر، مردگان و كران را نمى توانى بشنوانى، آنگاه كه بر تو پشت كنند (و از پذيرش حق سرباز زنند)».
٢٤.«هيچ انسانى نمى داند در چه سرزمينى خواهد مرد».
٢٥.«بگو: ملك الموت كه مأمور قبض روح شماست، شما را به طور كامل مى گيرد».
٢٦.
٢٧.«خدا جانها را به هنگام مرگ مى گيرد».
٢٨.«آنگاه كه عذاب ما را ديدند گفتند ايمان آورديم ولى ايمان آنان در اين حالت مؤثر و مفيد نبود».
٢٩.«آيا مى پندارند كه ما گفتارهاى سرى و پنهانى آنان را نمى شنويم؟ چرا مى شنويم و فرستادگان ما نزد آنها هستند و آن را مى نويسند».
٣٠.«چگونه است آنگاه كه فرشتگان جانشان را مى گيرند در حالى كه به صورت و پشت آنان (تازيانه) مى زنند».
٣١.«آمد سختيهاى مرگ( كه تقدير به )حق است،(به او گفته مى شود) اين همان چيزى است كه از آن گريزان بودى».
٣٢.«ما مرگ را در ميان شما اندازه گيرى كرديم، و هرگز مغلوب نمى شويم».
٣٣.«خدايى كه مرگ و زندگى را آفريد».