منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩٥
با اين بيان روشن شد كه از موارد دوازده گانه اى كه قائلان به خلود در آتش استدلال نموده اند فقط يك مورد مى تواند قابل تأمّل و ملاحظه باشد امّا چهار صورت نخست كه مورد اتفاق است و امّا موارد ديگر قرائن روشن در سياق آيات ثابت كرد كه اين نوع ازخلودها از آن كافران و مشركان و منافقان است واين عناوين يازده گانه عنوان مشير و رمز آن عناوين چهارگانه است كه خلود آنها در عذاب مسلم است وامّا مورد دوازدهم كه قتل مؤمن است با توجه به جوابهايى كه مفسران گفته اند و دو مطلبى كه ما افزوديم:
١.اين حكم، قطعى و محتوم نيست و احتمال تأثير شفاعت را از بين نمى برد.
٢. روايتى كه مرحوم صدوق در مورد مخلدان در آتش نقل كرد.
با توجه به اين دو مطلب مى توان گفت نظريه عدم خلود مؤمن در عذاب به طور مطلق ثابت و پا برجا است.
در اين جا صدر المتألهين سخنى دارد كه براى اهل معرفت قابل توجه است و ما سخن ايشان را بدون اظهار نظر نقل مى كنيم:
گوهر هر انسانى بر اساس توحيد آفريده شده است و اين مسأله اى است كه هرگز نابود نمى گردد چيزى كه هست گناهان و لغزشها يك سلسله حالات پست و غير مناسبى است كه روى اين گوهر را مى پوشاند ولى آنگاه كه وارد دوزخ مى شود به تدريج اين پوششها وحجابها از بين مى رود و انسان به فطرت خود باز مى گردد، در اين صورت از دوزخ رهايى يافته و با فطرت پاك وارد بهشت مى گردد.[١]
اين اجمال سخن است كه صدر المتألهين و پيش از او شيخ عربى در«فتوحات مكّيّه» آورده است و اگر هم به طور دربست پذيرفته نشود،مى توان آن
[١] اسفار:٩/٣٤٧ـ ٣٥١.