منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٣
تجاوز يأجوج و مأجوج ساخت (ذى القرنين) سپس درباره وقت رستاخيز سؤال كنيد، هرگاه به سه سؤال نخست آنچنان كه ما مى دانيم پاسخ گفت او برانگيخته خدا است ولى هرگاه وقت قيامت را تعيين كرد او فرد راستگو نيست، زيرا وقت قيامت را جز خدا كسى نمى داند.
نمايندگا[١]ن قريش از مدينه به مكه بازگشتند و نتيجه را به سران قوم گزارش كردند، آنان پرسش هاى خود را طرح كردند و خداوند در قرآن، به سه پرسش آنان در سوره كهف پاسخ گفته است.
ما اكنون پيرامون سؤال نخست[٢] كه در آن به مسأله رستاخيز اشاره شده است بحث و گفتگو مى كنيم.
سرگذشت اين گروه پس از مسيح و پيش از بعثت پيامبر گرامى اتّفاق افتاده است و لذا نام و نشانى از آنان در عهد قديم وجديد نيست و دانشمندان يهود و نصارى بر حفظ سرگذشت آنان اهتمام جسته اند.
تاريخ مى گويد: فرمانروايى به نام«ديوكليس» در سالهاى ٢٨٥ ٣٠٥ ميلادى بر روم[٣] حكومت مى كرد و ادعاى اُلوهيت و خدايى مى نمود.
همچنان كه تاريخ مى گويد فرمانروايى به نام«دسيوس» (دقيانوس) كه در سالهاى ٢٤٩ـ ٢٥١ بر روم حكومت مى نمود و مردم را به پرستش بت دعوت مى كرد و خداپرستان را مى كشت و در زبان عرب به آن«دقيانوس» مى گويند.
گروهى از جوانان پاكدامن كه قرآن از آنان به لفظ«فِتيَة» نام مى برد براى فرار از دست حاكم جبّار (دقيانوس)، شهر را به عنوان«شكار» ترك كردند و
[١] مجمع البيان: ٣ / ٤٥١.
[٢] سرگذشت اصحاب كهف در قرآن در سوره كهف طى آيه هاى ٩ ٢٦ وارد شده است.
[٣] مقصود روم شرقى است كه تركيه فعلى و قسمتى از شامات است .