منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦٣
بالأخص كه در جاودانه بودن بهشتيان كسى شك نكرده است.
٢. هر دو با هم انجام شود، آن نيز ممكن نيست.
٣. طبعاً صورت سوم امكان پذير خواهد بود، يعنى پس از دخول در آتش وارد بهشت گردد.
در اين جا از يادآورى نكته اى ناگزيريم و آن اين كه اين نحو استدلال مبنى بر اين است كه دليلى از قرآن و سنت بر خلود اين گروه نباشد و گرنه آيه ياد شده نمى تواند گواه گفتار آنان باشد، زيرا از آيات و روايات حاكم بر خلود مرتكب كبيره كشف خواهيم كرد كه پاداش ايمان، حبط شده و پس از ثبت در برنامه اعمال از بين رفته است همچنان كه قائلان به احباط مى گويند و يا كشف خواهيم كرد كه از اول پاداش در كار نبوده و پاداش مشروط به شرطى بوده كه تحقق نپذيرفته است چنان كه قائلان به نفى«احباط» بر اين عقيده اند.
خلاصه آيه، يك قانون كلى است و آن اين كه هر كس عمل خيرى انجام داد، نتيجه آن را خواهد ديد ولى ديدن نتيجه خير، متفرع بر وجود خير است، اگر آيات و رواياتى حكم برخلود كنند، كشف خواهيم كرد كه اين خير به آتش معصيت نابود شده و يا از اول خيرى در كار نبوده است تا مستوجب پاداش گردد.
و به عبارت سوم اين آيه حاكى از يك نوع زمينه مساعد است وبهره گيرى از آن در صورتى صحيح است كه دليل بر نابودى زمينه نباشد.
٢. (...وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَة لِلنّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَديدُ الْعِقابِ) .[١]
«پروردگار تو داراى مغفرت و آمرزش است نسبت به مردم در حالى كه آنان بر ستمگرى خود مى باشند پروردگار تو سخت كيفر ده است».
[١] رعد/٦.