منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١١
صعود و نزول معتقدند، و به عبارت ديگر: جامعه مانند فرد است و يك فرد تا به سن كمال نرسد، حال پويايى و تهاجم دارد و پس از مدتى كه به اوج رشد و قدرت رسيد، وقفه اى در پيشروى او نمايان مى گردد، آنگاه ضعف وسستى بر اعصاب و قواى او حكومت كرده و در اين سن و سال به جاى مهاجم، مدافع است تا آنچه را كه دارد، از دست ندهد و سرانجام محكوم به مرگ مى شود.
جامعه نيز بسان فرد، مدتى حالت تهاجمى دارد، و پس ازمدتى حالت تدافعى به خود مى گيرد، و سرانجام منقرض مى گردد. و تاريخ جوامع بر اساس مراحل:تكون ، تهاجم، تدافع و انقراض شكل مى گيرد و در هر دوره اى نوعى فرهنگ و تمدن، بر جامعه حكومت مى كند و بالأخره رشد مى كند و سرانجام پس از رشد، دوران فترت، و سپس مرگ فرهنگ حاكم برجامعه فرا مى رسد، و فرهنگى نو تكون مى يابد.
قرآن به حيات و مرگ جامعه در آيه ياد شده در زير اشاره مى كند:
(وَلِكُلِّ أُمَّة أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ).[١]
«براى عمر هر امتى پايانى است. هرگاه پايان عمرشان برسد لحظه اى نه تأخير مى كنند و نه زودتر فانى مى شوند».[٢]
مسلماً درخشندگى و افول تمدن ها از سنت هاى قطعى خدا است كه بر اقوام و ملل جهان حاكم بوده و خواهد بود ولى هرگز معنى سنت الهى اين نيست كه جامعه بدون هيچ عاملى از درون پوسيده و فرو ريزد،بلكه براى پيرى و
[١] اعراف/٣٤.
[٢] مضمون اين آيه در سوره يونس آيه ٤٩ نيز آمده است.