منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٠
در آخرين لحظه هاى عمر دنيا مى باشند واژه هاى بكار رفته در اين باره عبارتند از:
١.«سير»(حركت) (وَإِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ) .[١]
(وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الجِبالَ ) .[٢]، (تَسيرُ الجِبالُ سَيْراً) .[٣]
٢.«سَراب»: (وَسُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً) .[٤]
(«روزى كه در صور دميده مى شود) كوهها به حركت درآمده و به صورت سراب جلوه گر خواهند شد».
«سراب» يعنى آب نما، آبِ پندارى و غير حقيقى، ولى در معناى آن توسعه داده شده و بر هر چه حقيقت نداشته باشد ولى توهم شود كه داراى حقيقت است، اطلاق مى گردد و ظاهراً معناى دوم در اين آيه مقصود است. و ممكن است مقصود اين باشد كه كوههاى با عظمت به گونه اى متلاشى مى شوند كه از عظمت و استوارى آنها هيچگونه اثرى در خارج يافت نمى شود مگر عظمت وشكوه پندارى.
٣.«عهن منفوش» (پشم زده شده).
(تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ) .[٥]
(وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ).[٦]
«كوهها بسان پشم زده شده مبدل خواهند شد».
٤.«نَسْف» (كنده شده).
(وَإِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ) .[٧]
[١] تكوير/٣.
[٢] كهف/٤٧.
[٣] طور/١٠.
[٤] نبأ/٢٠.
[٥] معارج/٩.
[٦] قارعه/٥.
[٧] مرسلات/١١.