منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١٢
انجام داده ايد ، نيست».[١]
از جمله آياتى كه مى توان آن را دليل روشنى بر نظريه تجسم اعمال دانست آيه ياد شده در زير است چنان كه مى فرمايد:
١١.(لَقَدْ كُنْتَ فى غَفْلَة مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُ كَالْيَومَ حَديدٌ).[٢]
(«به گنهكار خطاب شده و گفته مى شود) تو از اين روز (قيامت وحقايق آن) غافل بودى پس پرده غفلت را از تو بر گرفتيم پس ديدگانت تيز گرديده، حقيقت ها را درك مى كنى».
كلمه هاى«غفلت» و«كشف غطاء» مى رساند كه چيزى در دنيا پيوسته با انسان همراه بوده و او از آن غفلت داشته است در روز رستاخيز كه پرده هاى انانيت و غرور كنار مى رود به روشنى مشاهده مى شود، بنابراين وراى اين صورت ظاهرى و دنيوى اعمال، صورتى اخروى تحقق دارد كه انسان سرگرم به ظواهر زندگى مادى و بى خبر از حقايق غيبى آفرينش به كلى از آن غافل است ولى در جهان رستاخيز آنها را مشاهده خواهد كرد ولى افسوس كه ديگر دير شده تنبّه و تذكر ديگر سودى ندارد چنان كه مى فرمايد:
(يَوْمَئِذ يَتَذَكَّرُ الإِنْسانُ وَأَنّى لَهُ الذِّكْرى) .
«اين روز انسان (از خواب غفلت) بيدار شده ويادآور حقايق اعمال خود مى شود، ولى آن تذكر ويادآورى چه سودى دارد؟».
[١] آيات در اين باره بسيار است از جمله به آيات ٣٩/صافات; ٢٨/جاثيه; ١٦/طور; ٧/تحريم; ٨٤/قصص; ١٤٨و ١٨٠/اعراف; ٣٣/سبأ، رجوع شود.
[٢] ق/ ٢٢.