منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١
بود،(او) به خدا دروغ بسته و يا جنون دارد».
١٢.«افراد كافر گفتند قيامت نمى آيد، بگو چرا، سوگند به خدايم به سوى شما مى آيد آرنده آن خدايى است كه بر پنهانى ها آگاه است و هم وزن ذره اى نه در آسمانها و نه در زمين و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، از او فوت نمى شود و همگى در كتاب مبين ثبت است».
١٣.«حقيقتى را براى ما توصيف كرد (استخوان پوسيده اى را كوبيد و ذرات آن را در آسمان پخش كرد) و آفرينش نخستين خود را فراموش كرده گفت كيست كه اين استخوانها را در حالى كه پوسيده شده اند، احيا كند؟ بگو خدايى كه آن را روز نخست ايجاد كرده است و او نسبت به هر آفريده اى آگاه است».
١٤.«هرگاه آيت و معجزه اى را مشاهده نمايند آن را به مسخره گرفته مى گويند اين جز جادويى آشكار، چيزى نيست».
١٥.«وقتى گفته شد وعده الهى حق است و شكى در وقوع رستاخيز نيست، گفتيد ما نمى دانيم قيامت چيست؟ ما نسبت به آن گمانى بيش نداشته و يقين نداريم».
١٦.«آنگاه كه آيات روشن ما بر آنها تلاوت مى شد، دليل آنان در مقابل آن جز اين نبود كه مى گفتند پدران ما را بياوريد (زنده كنيد) اگر راست مى گوييد».
١٧.(«كافران گفتند) آيا هنگامى كه مرديم و خاك شديم (دوباره زنده خواهيم شد) اين بازگشتى بعيد است، ما بر آنچه از زمين از آنان مى كاهد آگاهيم، و نزد ما كتابى است نگهدار و نگهبان، بلكه آنان حق را آنگاه كه به سوى آنان آمد تكذيب كردند پس آنان در كارى آشفته و مضطرب مى باشند».
١٨.«و اين جمع كردن براى ما آسان است».
١٩ .«و اين براى خداوند آسان است».
٢٠.«آيا انسان مى پندارد كه ما استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد، بلكه ما بر ساختن سر انگشتان او قادر و تواناييم».
٢١.«بلكه انسان مى خواهد (در طول زندگى) گناه كند، (با لحنى انكار آميز) مى پرسد روز قيامت چه وقت فرا مى رسد؟».