منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
مى كنى».
شايد به خاطر همين نكته است كه در آيه ديگر انكار معاد را ملازم با انكار ربوبيت مى شمارد آنجا كه مى فرمايد:
(وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَولهُمْ ءَإِذا كُنّا تُراباً ءَ إِنّا لَفى خَلْق جَديد أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ...) .[١]
«واگر در شگفتى، شگفتى در گفتار آنها است(آنجا كه مى گويند) آيا آنگاه كه ما خاك شديم بار ديگر آفرينش دومى داريم، آنان كسانى هستند كه به پروردگار خود كفر ورزيده اند».
ملازمه بين انكار معاد و انكار ربوبيت از بيان پيشين روشن شد، زيرا اگر خدا را به عنوان رب و خود را به عنوان بنده و مربوب پذيرفته باشند نبايد به چنين روزى كه روز بازخواست مسئوليت ها است انكار ورزند، زيرا تصور ندارد كه مقامى وصف ربوبى و حالت مالكانه و صاحبانه داشته باشد امّا هرگز به حساب كامل بندگان خود نرسد.
اينجا است كه انسان از نكته سنجى و نظم خاص قرآن در شگفت مى ماند، زيرا در هر نقطه اى و در هر مقامى كلمه اى را به كار برده است كه اگر دگرگون شود معنى مطلوب از بين مى رود.
[١] رعد/٥.