منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦٤
اين آيه، درباره گروه«گنهكار» دو گزارش مى دهد:
١. اين گروه در پوشش مغفرت و رحمت قرار مى گيرند.
٢. آنان مشمول كيفرهاى جانكاه مى باشند.
به مسأله اميد با جمله (لَذُو مَغْفِرَة) و به مسأله بيم، با جمله (وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَديدُ الْعِقابِ) اشاره مى كند.
مطابق اين دو گزارش درباره افراد گناهكار دو احتمال وجود دارد تا مشيّت الهى به كداميك تعلق گيرد:
مغفرت و آمرزش و يا عقاب وكيفر، و اگر مرتكب كبيره، محكوم خلود در آتش باشد، هرگز نمى توان درباره آنان اميد مغفرت داشت اميد مغفرت نشانه آن است كه حساب آنان با كافران جدا است كافر به طور قطعى در آتش جاودانه است ولى مؤمن گناهكار بر سر دو راهى است تا مشيت الهى (روى ملاكات واقعى) بر كداميك قرار گيرد.
در اينجا براى اين كه افراد گناهكار از اين آيه سوء استفاده نكنند يادآور مى شويم كه لفظ (عَلى ظُلْمِهِمْ) اشاره به قانون شكنى هايى است كه مربوط به حقوق خدا است و امّا قانونشكنى هايى كه ظلم بر مردم است در صورتى مشمول مغفرت است كه حقوق آنان جبران شود و در غير اين صورت گزارش دوم درباره آنان قطعى است.
حاصل استدلال اين كه جمله (عَلى ظُلْمِهِمْ) جمله حاليّه است يعنى خدا نسبت به مردم حتى در آن حالتى كه راه ظلم وستم مى پيمايند، داراى مغفرت و آمرزش است و به طور مسلم آيه ناظر به گروه غير تائب است ، زيرا گروه تائب ظالم نيست تا درباره آنان لفظ (عَلى ظُلْمِهِمْ)، بكار رود.