منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٦
نيز معين مى كند و اين كه بهشت نزد«سدرة المنتهى» است چنان كه فرمود:
(وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخرى* عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى* عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى).[١]
بنابراين هر كجا جايگاه سدرة المنتهى باشد، جنب آن جايگاه بهشت موعود است و چون جايگاه«سدرة المنتهى» تا چه رسد به حقيقت آن براى ما روشن نيست طبعاً جايگاه آن نيز در محاق ابهام خواهد ماند و نمى توان درباره آن اظهار نظر قطعى كرد.
«تفتازانى» در اين باره مى گويد:«در مورد جايگاه بهشت و دوزخ دليل روشنى وجود ندارد و اكثريت معتقدند كه جايگاه بهشت بالاى آسمانهاى هفتگانه است و به آيه (عند سدرة المنتهى* عندها جنة المأوى) و به سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) كه فرمود:«سقف بهشت عرش خدا است» استناد نموده اند و جايگاه دوزخ را نيز زير طبقات زمين دانسته اند ولى حق در اين مسأله اين است كه از اظهار نظر قطعى دست برداشته علم آن را به خداى دانا واگذاريم».[٢]
و برخى[٣] از روايات كه جايگاه بهشت را در آسمان و دوزخ را در زمين معين مى كنند به وسيله عكرمه شاگرد ابن عباس نقل شده و عكرمه يك فرد كاذب و دروغگو است كه روايات او قابل استناد نيست.
آرى با توجه به برخى از آيات مى توان گفت بهشت موجود در دل آسمانها و زمين نيست، زيرا در برخى از آنها وسعت و گنجايش بهشت به مقدار گنجايش آسمانها و زمين معرفى شده است آنجا كه مى فرمايد:
[١] نجم/١٢ـ ١٤.
[٢] شرح مقاصد:٢/٢٢٠.
[٣] بحارالأنوار:٨/١٢٧، حديث ٢٨.