منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٩
تناسب بيشترى دارد ولى آيات تاب آن را دارد كه با مضمون روايات هماهنگ باشد بنابراين همان گونه علاّمه مجلسى نيز يادآور شده اند روايت على بن ابراهيم را وجه جمع ميان روايات (و نيز بيانگر مفاد آيات) دانست و اصحاب اعراف را به دو گروه تقسيم نمود:
١. امامان(و پيامبران وگروهى از انسانهاى كامل).
٢. گروهى از شيعيان گنهكار.
همان طور كه دو متكلم بزرگ شيعه:«شيخ صدوق رحمه اللّه » و«شيخ مفيدرحمه اللّه » نيز درباره اصحاب اعراف همين نظريه را برگزيده وگفته اند:
در اعراف ياكنار آن گذشته بر رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان معصوم (عليهم السلام)گروه«مرجون لأمر اللّه»نيزهستند كه به شفاعت شافعان و مغفرت الهى اميدوارند.
و در هر حال بحث«اعراف» و«اعرافيان» از بحثهاى صد در صد نقلى و تعبدى معاد است كه جز از طريق وحى، راهى براى درك واقعيت و خصوصيات آن وجود ندارد وبنابرآنچه از قرآن وروايات استفاده مى شود در اصل تحقق آن جاى هيچ گونه انكارى نيست و بايستى از آن به عنوان يكى از مراحل مسلم جهان ديگر وچگونگى وقوع رستاخيز ياد كرد.