منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
جاز عَنْ والِدِه شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا...) .
«اى مردم! از مخالفت با خدا بپرهيزيد و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى از فرزند خود و هيچ فرزندى از پدر خود هيچ نيازى را برطرف نمى سازد، وعده خدا حق است زندگى دنيا شما را فريب ندهد».
اگر در مجموع قرآن تنها يك چنين توصيف و يك چنين نظم منطقى وجود داشت مى توانست گواه بر آن باشد كه اين كتاب، تراوش انديشه و فكر بشرى، آن هم در محيط دور از علم و دانش«جزيرة العرب» نيست و گواه بر اين است كه روى تمام كلمات آن محاسبه انجام گرفته و لذا در اين آيات پس از«حق بودن خدا» وجود معاد را استنتاج نموده است.
بنابر اين قرآن گاهى«حق» بودن خدا را ملازم با مسأله معاد معرفى مى كند، و احياناً بابه رخ كشيدن نظام خلقت كه نمى تواند بى هدف باشد ما را به قطعيت وقوع رستاخيز متوجه مى سازد.
و مجموع اين آيات از اين نظر كه معاد بيانگر هدف خلقت است آن را يك امر حتمى و رويداد لازم مطرح مى كند.
مؤمنان انديشمند و هدفدارى آفرينش
اگر معاد ترسيم گر هدف آفرينش است و قرآن آن را يكى از دلايل حتمى بودن معاد مطرح مى كند، مؤمنان انديشمند در سايه صفاى دل به اين نكته پى برده اندو پيوسته در نيايش خود هدفدارى جهان را متذكر مى گردند و تلويحاً مسأله حيات جديد را يادآور مى شوند و قرآن در توصيف آنان مى فرمايد:
(إِنَّ فِى خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لآيات لأُولى الأَلْباب* الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى