منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٤
آرى قرآن درباره سرانجام شوم قوم ستمكار شعيب، مسأله صيحه مرگ آفرين را مطرح مى كند و مى فرمايد:
(وَلَمّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَة مِنّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فى دِيارِهِمْ جاثِمينَ) .[١]
«آنگاه كه امر ما (زمان عذاب) فرا رسيد شعيب و مؤمنان به او را به واسطه رحمت خود نجات داديم، آنگاه صيحه مرگبار ستمكاران را فرا گرفت، و به صورت جسدهاى بى جان در زمين فرو افتادند».
درباره هلاكت و نابودى ستمكاران قوم هود و صالح نيز نظير همين تعبير به كار رفته است.[٢]
بنابر اين در اصل وجود صيحه و فريادى كوبنده در پايان عمر جهان و نيز فريادى بر هنگام زنده شدن مردگان نمى توان شك و ترديد كرد، اگر چه چگونگى وكيفيت آن براى ما روشن نيست. از مجموع آياتى كه تاكنون (در اين فصل و فصل گذشته) يادآور شديم، دو مطلب استفاده مى شود:
١. زندگى همه پديده هاى جهان اجل معينى داردكه با فرا رسيدن آن، زندگى آنها پايان مى پذيرد، و اين اصل بر انسانها، فرشتگان، موجودات طبيعى و همه آفريده هاى هستى حاكم است.
٢. در عين حال اين رخداد شگرف نيز بسان همه رخدادها و حوادث اين جهان بدون اسباب طبيعى تحقق نمى يابد، و سبب تكوّن آن همان نفخ در صورو صيحه و فرياد مهيبى است كه در فضاى جهان طنين مى افكند و به گوش همه موجودات (اعم از جاندار و بى جان، مجرد و مادى) مى رسد و موجب مرگ و هلاكت آنها مى گردد.
[١] هود/٩٤.
[٢] به سوره مؤمنون آيه٤١ و سوره هود آيه ٦٧ رجوع شود.