منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٩
يَسْتَطيعُونَ تَوْصِيَةً وَلا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ) .[١]
«آنان تنها منتظر يك صيحه هستند كه آنان را در حالى كه با يكديگر مخاصمه مى كنند فرا مى گيرد، پس نه قدرت (مهلت) وصيت دارند ونه به سوى خانواده خود باز مى گردند».
و در مورد صيحه دوم مى فرمايد:
(إِنْ كانَتْ إِلاّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَميعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ) .[٢]
(«نفخه صور) جز يك فرياد بيش نيست كه ناگهان همگان نزد ما حاضر خواهند بود».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكان قَريب* يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ) .[٣]
«در انتظار روزى باش كه منادى الهى از جايگاهى نزديك ندا سر مى دهد. آن روز همه مردم فرياد حتمى را خواهند شنيد. آن روز، روز بيرون آمدن مردگان از قبرها است».
برخى گفته اند مقصود از«صيحه»، فريادى است كه پيش از دو نفخ انجام مى گيرد و آن صيحه اى است كه به واسطه آن بساط دنيا برچيده مى شود و همه مردم به واسطه آن مى ميرند. و افزوده اند كه واژه هايى از قبيل«صاخّة»،«نقر»و«زجرة» كه در آيات ديگر بكار رفته اند نيز همگى ناظر به همين«صيحه» مى باشند و ربطى به دو نوع نفخ صور ندارند.[٤]
ولى همان گونه كه ملاحظه گرديد، آياتى كه در آنها كلمه«صيحه» به كار رفته، برخى ناظر به نفخ صور نخست و برخى نيز مربوط به نفخ صور دوم هستند.
[١] يس/٤٩ـ٥٠.
[٢] يس/٥٣.
[٣] ق/٤١ـ٤٢.
[٤] معاد شناسى، :٤/١٧٣.