منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٢
مى آمدند و بسان ميخهايى آهنين تعادل زمين را حفظ مى كردند[١] آنگاه كه آخرين لحظه هاى عمر دنيا فرا مى رسد به شدت از جاى كنده مى شوند، به صورت غير متعادل و مضطرب به حركت درمى آيند، بسان تلى از خاك درآمده مانند پشم زده شده نرم و انعطاف پذير مى گردند، و سرانجام بسان ذرات غبار پراكنده مى گردند وجز سرابى از آنها باقى نخواهد بود(چه حادثه مهيب ووحشت زايى).
و بدين گونه همه دستگاههاى فعال نظام اين جهان از كار باز مى ايستند، و در يك لحظه جهان در تاريكى موحش و سردى و فسردگى غم انگيزى فرو مى رود و به اين ترتيب طومار حيات دنيوى درهم پيچيده مى شود،ولى اين پايان حقيقى حيات نيست، بلكه خود نويد بخش حياتى نوين وجاودان مى باشد همان حياتى كه قرآن آن را قيامت و رستاخيز عمومى مى نامد وحوادث شگرف كيهانى ياد شده نشانه هاى فرا رسيدن اين حيات نوين و زندگى ابدى مى باشند.
[١] اشاره به آياتى است كه وضع كنونى كوهها را بيان نموده است چنان كه مى فرمايد:
(وَالْجِبالُ أَوْتاداً) (نبأ/٧)، (وَالجِبالُ أَرْساها) (نازعات/٣٢)،(أَفَلا يَنْظُرُونَ ... إلَى الجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ) (غاشيه/١٩)و (لَوْ أَنْزَلْنا هذا الْقُرآنَ عَلى جَبَل لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ)(حشر/٢١).