منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٦
به تقدير خداى غالب و دانا است».
و براى ماه منازلى مقرر داشتيم تا(پس از يكدور حركت) بسان شاخه خرما(باريك و زرد) به منزل نخست برگردد.
(اين تدبير و تقدير در حركت خورشيد وماه برقرار و ثابت است).
نه خورشيد به ماه برخورد مى كند و نه شب از روز سبقت مى گيرد، و هر يك از ماه و خورشيد و ستارگان در مدار خاص خود حركت مى كنند.
اين نظم حاكم بر حركت خورشيد و ماه در لحظه برپايى قيامت بر هم خورده و خورشيد ماه را درك مى كند و در نتيجه آن دو با يكديگر جمع مى شوند.
اين بود وضع خورشيد و ماه در لحظه پايانى عمر دنيا و اينك وضع ستارگان : واژه هايى كه در مورد ستارگان بكار رفته اند عبارتند از:«طَمْس»[١] ،«اِنْكدار» [٢]،«اِنْتثار»[٣]، واژه«طمس» به معنى محو و زايل شدن و واژه هاى انكدار و انتثار به معنى فرو ريختن و واژگون شدن است.
بنابراين ستارگانى كه در حال كنونى، زينت بخش آسمانند[٤] و با نور درخشان و حركت منظم خود، هدايتگر بشر در تشخيص اوقات و جهات مى باشند[٥] در آخرين لحظات عمر دنيا، خاموش و تاريك مى گردند، نظم آنها به هم خورده و به سوى زمين پرتاب مى گردند(چه منظره هولناك ووحشت زايى).
[١] (فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ) (مرسلات/٨).
[٢] (وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ) (تكوير/٣).
[٣] (وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ) (انفطار/٢).
[٤] (وَزَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ) (فصلت/١٢).
[٥] (...هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فى ظُلُماتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ...) (انعام/٩٧) ، (وَعَلامات وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ)(نحل/١٦).