منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٩
چنان كه مى فرمايد:
(اللّهُ يَتَوّفَى الأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَالَّتى لَمْ تَمُتْ فِى مَنامِها فَيُمْسِكُالّتى قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأُخرى إِلى أَجَل مُسَمّىً...) .[١]
«خداوند جانها را به هنگام مرگ به طور كامل مى گيرد، و نيز جان آنان را كه نمرده اند به هنگام خواب مى گيرد پس جان آن كس كه مرگش رسيده است نگه داشته و ديگران را رها مى نمايد تا اجل معين فرا رسد».[٢]
٣. اجل امت ها
نه تنها زندگى هر يك از افراد بشر اجل و سرآمد معلومى دارد، بلكه از نظر قرآن حيات امتها نيز داراى اجل معينى مى باشد چنان كه مى فرمايد:
(...لِكُلِّ أُمَّة أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ) [٣] . [٤]
«براى حيات هر امتى اجل و وقتى مقرر گرديده است هرگاه آن اجل فرا رسد، لحظه اى تقدم وتأخر در حيات آنان نخواهد بود».
از مجموع آيات فوق استفاده مى شود كه حيات همه پديده هاى عالم آفرينش (لااقل آنچه در قلمرو عالم طبيعت مى باشد) از نخست، وقت محدود و اجل معينى دارد و آنگاه كه آن وقت معين سپرى گرديد، زندگى و حيات دنيوى آنها نيز پايان خواهد يافت.
[١] زمر/٤٢.
[٢] به آيات ٢/انعام; ٩٩/ اسراء; ١١ /منافقون; ٦٧/غافر; ٣/هود و... رجوع شود.
[٣] يونس/٤٩.
[٤] به آيات ٥/حجر; ٤٣/مؤمنون; ٣٤/اعراف، رجوع شود.