منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٤
امّا ابهام نخست كه مقصود از (وقع القول عليهم) چيست؟ مى توان گفت مقصود از آن حتمى بودن عذاب بر آنان است و اين مطلب را مى توان از آيات بعدى استفاده كرد آنجا كه مى فرمايد:
(...وَقَعَ الْقَولُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ).[١]
«عذاب بر آنان به خاطر ستمهايى كه انجام داده بودند قطعى شد پس آنان قادر به سخن گفتن نيستند».
البته بايد توجه نمود كه مقصود از قول در اين جا قول لفظى نيست، بلكه قول تكوينى است كه در آيات ديگر از آن به لفظ (كن) تعبير آورده شده است و مى رساند كه قول تكوينى كه همان عذاب الهى مى باشد، بر آنان قطعى گرديده است.
درباره مطلب دوم يادآور مى شويم كه«دابه» در لغت عرب و قرآن به جنبنده گفته مى شود خواه حيوان باشد خواه انسان، ولى از اين كه در اين جا لفظ دابه را به كار گرفته كه غالباً در غير انسان بكار مى رود، مى توان گفت كه مقصود از آن جنبده غير انسانى است كه هم بيرون آمدن آن از دل زمين، و هم سخن گفتن آن، آيتى از آيات خارق العاده خواهد بود، ولى در عين حال نمى توان بر اين نظر اعتماد قطعى كرد خصوصاً در روايات، آيه به گونه ديگر تفسير شده است.
و امّا درباره مطلب سوم، كه دابّه به مردم چه مى گويد؟ ممكن است بگوييم مقول گفتار او همان جمله بعدى است:(إِنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ) و با اين سخن از سرسختى مشركان و كافران در برابر آيات الهى گزارش مى دهد.
[١] نمل/٨٥.