منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٣
در آيه نخست ابهامهايى به نظر مى رسد كه يادآور مى شويم:
١. مقصود ازكلمه (وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ) چيست؟
٢. مقصود از (دابَّة) كه از زمين بيرون مى آيد، چيست؟ انسان است يا غير انسان؟
٣. اوبا مردم چه مى گويد؟
٤. مقصود از كلمه (آياتِنا) چه نوع آياتى است، آيا مقصود آيات تكوينى است كه بيانگر صفات جمالى و كمال الهى مى باشد، يا مقصود معجزه ها وكراماتى است كه از پيامبران الهى در شرايط خاص تحقق يافته، و يا مقصود آيات قرآن است؟
٥. هدف از اخراج دابه و سخن گفتن او چيست، و آيا خدا مى خواهد با چنين اعجازى سخت دل ترين افراد كافر را نرم و آنان را وارد جرگه مؤمنان كند، يا هدف از سخن گفتن او ايجاد حسرت در دل كافران است، زيرا در چنين شرايطى مى فهمند كه ايمان سودى نخواهد داشت؟
٦. سرانجام جمله (إِنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا) از نظر ارتباط معنايى چه موقعيتى دارد، آيا علت نزول عذاب است كه از جمله (وَقَعَ القَوْل)استفاده مى شود، يا بيانگر گفتار دابه با مردم، و در حقيقت بيان كننده حالات مشركان و مخالفان، در چنين روز است؟
يك چنين ابهامها اطراف آيه را فرا گرفته، برخى از آنها قابل رفع و برخى ديگر در محاق ابهام باقى است و به تعبير مرحوم علاّمه طباطبايى آيه ديگرى نيز در قرآن وجود ندارد كه قسمتى ازاين ابهامها را برطرف كرده و آن را تفسير نمايد.[١]
[١] الميزان:١٥/٤٣٤.