منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥١
مسلماً اين روز، روز رستاخيز است، به نشانه اين كه آن را (كبرى) توصيف نموده است و قرآن در آيات ديگر قيامت و عذاب آن را با كلماتى چون (اَكْبر) و (كُبْرى) توصيف كرده است.[١]
در اين صورت تناسب ايجاب مى كند كه حوادث قبلى مربوط به پيش از روز رستاخيز باشد كه مردم در آن روز نيز از عذاب الهى عبرت نمى گيرند، و همچنان به خدا كفر مىورزند تا مورد خشم بزرگ خدا قرار گيرند، و در حقيقت مجموع آيات از دو«يَوْم» سخن گفته، يعنى :
١. (يَوْمَ تَأْتِى السَّماء) .
٢. (يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى) .
يوم نخست از اشراط، و يوم دوم مربوط به خود قيامت است.
٢. آيه مربوط به دوران رسالت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در مكه باشد كه بر اثر تكذيب پيامبر و سرسختى و لجاجت در برابر او،مورد نفرين او قرار گرفتند، و او گفت: خدايا سالهايى بسان سالهاى يوسف نصيب اين قوم بفرما، نفرين پيامبر به هدف اجابت رسيد، خشكسالى پيش آمد، و گرسنگى دامنگير مشركان قريش شد، و افراد از فرط گرسنگى بالاى سر خود را بسان دود مى ديدند، و از خوردن مردار و استخوان خوددارى نمى كردند، حضور پيامبر رسيدند و يادآور شدند كه تو دستور صله رحم مى دهى، در حالى كه قبيله تو نابود شدند، پيامبر از خدا درخواست كرد كه عذاب را برطرف كند، دعوت او مستجاب شد عذاب برطرف گرديد ولى آنان به كفر خود بازگشتند.[٢]
[١] (فَإِذا جاءَتِ الطّامَّةُ الْكُبْرى) (نازعات/٣٤) ، (فَيُعَذِّبُهُ اللّهُ الْعَذابَ الأَكْبَرَ) (غاشيه/٢٤).
[٢] مجمع البيان:٥/٦٢.