منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٨
جمله: (حَتّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ) در اين آيه عبارت ديگرى از مضمون جمله: (فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبّى جَعَلَهُ دَكّاءَ) در آيه قبل است، و هر دو به يك حقيقت اشاره مى كنند. بنابراين از ضميمه كردن اين دو آيه، مى توان نتيجه گرفت كه ويرانى سد يأجوج و مأجوج از علايم قيامت به معنى نخستين است.
٤. (وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَاتَّبِعُونى هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ) .[١]
«عيسى مايه آگاهى از تحقق رستاخيز است، درباره آن ترديد نكنيد از من پيروى كنيد اين راه مستقيمى است».
مفسران مى نويسند: آنگاه كه پيامبر گرامى مشركان را مورد خطاب قرار داد و گفت شماها و آنچه آنها را مى پرستيد هيزم دوزخ خواهند بود، مشرك[٢]ان اعتراض نموده و گفتند: در اين صورت تكليف حضرت مسيح چيست؟ زيرا او هم مورد پرستش اقوام نصارى است، قرآن در پاسخ آنان ضمن آياتى مطالبى را يادآور مى شود كه يكى از آنها همين آيه مورد بحث ما است و آن اين كه مسيح واجد چيزى از الوهيت، نيست، وجود او يكى ازمايه ها و عوامل آگاهى از فرا رسيدن رستاخيز است.
البته قرائت مشهور در آيه«عِلْم» بر وزن«حلم» است يعنى مايه آگاهى، در حالى كه برخى آن را«عَلَمْ» بر وزن«سَلَف» قرائت نموده اند كه به معنى نشانه و علامت است يعنى وجود مسيح علامت تحقق رستاخيز مى باشد.
ولى اكنون بايد ديد وجود مسيح در چه زمانى ازنشانه هاى رستاخيز است
[١] زخرف/٦١.
[٢] (إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّم...) (انبياء/٩٨).