منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٨
مَحْضاً».[١]
«در قبر سؤال نمى شود مگر از كسانى كه عقيده محض و قطعى از نظر ايمان وكفر داشته باشند».
مقصود از ايمان وكفر محض اين است كه از نظر فكرى مستضعف نبوده و براى خود عقيده اى را (ايمان وكفر) برگزيده است.
در روايات، بحثهاى اخلاقى و آموزنده اى در رابطه با فشار قبر و عوامل آن، و نيز نقش كارهاى شايسته و اعتقاد به ولايت خاندان پيامبر در سعادت و آسايش انسان در قبر و حيات برزخى، مطرح شده است كه بررسى آنها نياز به رساله جداگانه اى دارد، وما بحث مربوط به قبر و برزخ را با پاسخ به يك اشكال در زمينه بدن مثالى پايان مى دهيم و آن اين كه:
برخى گمان كرده اند تعلق روح در عالم برزخ به بدن مثالى كه مورد اعتقاد متكلمان اسلامى است و در روايات نيز بدان ا شاره شده است يك نوع«تناسخ» است در حالى كه تعلق روح به بدن مثالى ارتباطى به آن ندارد، زيرا حقيقت تناسخ اين است كه روح و نفس انسان پس از مرگ بار ديگر به اين جهان باز مى گردد و به سلول نباتى يا نطفه حيوانى يا جنين انسانى تعلق مى گيرد. و بار ديگر سير تكاملى خود را ادامه داده و به صورت يك انسان كامل درآيد. به طور مسلم اين شيوه از بازگشت، با حكمت حق منافات دارد، زيرا مفاد آن اين است كه انسان پس از طى مراحلى به صورت يك موجود كامل درآيد آنگاه با پسگرايى خاصى به حالت نخست برگردد، و اين فرضيه را يك اصل استوار فلسفى مردود مى شمارد و آن اين كه«فعليت به قوه بر
[١] بحار:٦/٢٦٠، حديث ١٠٠.