منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٨
به خاطر لفظ آن نيست بلكه براى اين است كه در روح انسان تحول و دگرگونى خاصى ايجاد مى كند كه شايسته نزول فيض مى گردد(اين مسأله را ما در شفاعت نيز خواهيم گفت).
يك چنين تحول در موقع آزادى بشر و قدرت او بر گناه و ترك آن، دست مى دهد نه در لحظه اى كه بر لب پرتگاه هلاكت قرار گيرد كه يك راه بيش در پيش پاى او نباشد در اين جا توبه در روان او اثرى نمى گذارد، و دل و جان را صفا نمى بخشد، تا مشمول رحمت حق گردد.
٨. وصيت در حال مرگ
از نظر احاديث اسلامى مستحب است هر انسانى در همه حالات وضع زندگى خود را از نظر ديون وحقوق، روشن سازد كه مبادا لحظه مرگ فرا رسد و موفق به بيان وظايف نگردد.
امام على (عليه السلام) مى فرمايد: بر انسان مسلمان شايسته نيست كه شب را بخوابد مگر اين كه وصيت او زير سر او باشد.[١]
ولى چه بسا افرادى به موقع صحت، موفق به وصيت نمى گردند، از الطاف الهى است كه دستور مؤكد مى دهد كه هر مسلمانى به هنگام مرگ درباره«ما تَرَكِ» خود وصيت كند چنان كه مى فرمايد:
(كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ...).[٢]
«بر شما نوشته شده است آنگاه كه علايم مرگ فرا رسيد اگر مالى از خود بجا
[١] وسائل الشيعه: ١٣، كتاب وصايا، باب ١، حديث ٧، ما يَنْبَغى لامْرِىء مُسْلِم أَنْ يَبيتَ لَيْلَةً إِلاّ وَوَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ.
[٢] بقره /١٨٠.