منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٣
را يك امر طبيعى مى دانيم كه در تمام افراد بشر در لحظه مرگ وجود دارد، ولى نگرانى غير طبيعى معلول دو چيز است كه از آنِ افراد غير مؤمن است:
الف: مرگ در نظر گروه كافر پايان زندگى است، و قطعاً تصور آن نيز ناراحت كننده است ولى اين عامل به خاطر ايمان به واقعيت مرگ، درباره افراد با ايمان منتفى است.
ب: گروهى كه به نوعى به معاد معتقدند ولى از سنگينى جرايم، پيوسته در رعب و وحشت بسر مى برند، و طبعاً مرگ براى آنها جُرعه تلخى است كه در كامشان ريخته مى شود.
در برخى از آيات از وحشت يهود دنيا پرست از مرگ، سخنى به ميان آمده است مانند:
(قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدّارُ الآخِرَةُ عِنْدَ اللّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ* وَلَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَليمٌ بِالظّالِمينَ) .[١]
«به آنان بگو اگر در اين پندار كه بهشت اختصاص به شما دارد، راستگو هستيد، پس مرگ را آرزو كنيد، ولى آنان به خاطر اعمالى كه انجام داده اند هرگز مرگ را آرزو نمى كنند، وخدا به وضع ظالمان آگاه است».[٢]
نگرانى اين گروه يك نگرانى غير طبيعى است كه معلول يكى از دو عامل ياد شده مى باشد.
در روايات عوامل ترس از مرگ به گونه اى كه شرح داديم وارد شده است
[١] بقره /٩٤ـ ٩٥.
[٢] همين مضمون با اندك تفاوتى در تعبير، در آيه هاى ٦ و ٧ سوره جمعه نيز آمده است:(قُلْ يا أَيُّهَا الَّذينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَولياءُ للّهِ مِنْ دُونِ النّاسِ فَتَمَنَّو االْمَوتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ) .