منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٠
را تدبير نمايد همان گونه كه در دنيا نيز همين مراتب سه گانه را دارا است.
و به ديگر سخن حفظ قوه و توان با حفظ ديگر فعليت ها و كمالات نقص و عيبى در اين حد از وجود بشمار نمى آيد.
ج: ما از طريق يك مقايسه مى توانيم موقعيت نفس را نسبت به بدن اخروى بدست آوريم و آن اين كه بگوييم موقعيت نفس در سراى ديگر نسبت به بدن، همان موقعيت جهان عقول است از نظر فلاسفه نسبت به عالم ماده همين طور كه از نظر اصول حكمت متعاليه عالم ماده با گستردگى خود زير نظر عالم عقول تدبير مى شود و تجرد عقول مانع از آن نيست كه تعلق تدبيرى ميان اين دو برقرار باشد همچنين تجرد و كمال نفس در سراى ديگر مانع از آن نيست كه بدن پيشين خود را تدبير كرده و به گونه اى مبدأ حيات و درك گردد كه در نتيجه، آلام و لذايذ حسى را درك كند.
شكى نيست كه بين اين دو نوع تعلق و تدبير تفاوت يا تفاوتهايى وجود دارد ولى با توجه به اين تفاوتها يك نوع قدر مشتركى ميان اين دو نوع تعلق نيز هست كه مى تواند مشكل را حل كند و آن اين كه تجرد كامل مانع از تعلق و اداره امر ماده نيست، بالأخص كه نفس مدبر، داراى مراحل و مراتبى است كه فقط يك مرحله از آن با بدن سر و كار دارد نه همه مراحل آن.
اصولاً بايد يادآور شد كه مبادى از اين مباحث بر انسان امكانى كاملاً روشن نيست و عالم آخرت جهان غيب است كه در پرده هاى ابهام فرو رفته و تنها بخشى از آن در سايه روشنگرى هاى خرد و وحى آشكار شده است و اگر وحىِ خطا ناپذيرى بر مطلبى به صورت روشن تصريح كند هرگز نمى توان با اين انديشه ها كه هرگز براى انسانهاى غير پيش داور قطعى و روشن نيست، از آن دست برداشت و به تأويل آيات پرداخت.