منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٧
اهل بهشت از هر گونه سردى و گرمى در امان مى باشند.[١]
آن جهان، جز باقى و آباد نيست *** زانكه تركيب وى از اضداد نيست
نفى ضدّ كرد از بهشت بى نظير *** كه نباشد شمس و ضدّش زمهرير
گذشته از تفاوتهاى ياد شده در آيات و روايات، تفاوتهاى ديگرى نيز ذكر شده است كه فعلاً مورد نظر ما نيست مقصود ما در اين جا اثبات اين مطلب است كه ملتزم شدن به معاد جسمانى عنصرى مستلزم اين نيست كه به وجود همه احكام و خصوصيات مادّه اين جهان، در آنجا ملتزم شويم و ما هيچ دليل عقلى بر اين نداريم كه مادّه، در هر ظرفى كه موجود گردد هر چند شرايط مختلف باشد، احكام و آثار يكسانى دارد.
اينك با توجه به اين مطلب، پيرامون اشكال ياد شده مطالبى را يادآور مى شويم كه هر يك مى تواند به گونه اى اين اشكال را حل نمايد:
الف: مرگ و جدايى روح از بدن نشانه تجرد كامل نيست تجردى كه در آن قوه ها و توان ها به پايان برسد و قابليت ها به كلى از بين برود، زيرا همه و يا غالب مرگ ها از نظر حكما، مرگ«پيش رس» و به اصطلاح«اخترامى» است نه مرگ طبيعى، يعنى هنوز امكان تكامل نفوس وجود داشته كه به عللى مرگ فرا مى رسد و نفس از بدن جدا مى گردد.
اين مسأله كه مرگ نشانه تجرد كامل نفس و از بين رفتن امكان تعلق به بدن مى باشد نه تنها دليل ندارد، بلكه دليل بر خلاف آن مى باشد به گواه اين كه مرگ افراد همگى يكنواخت نبوده و با تفاوتهايى از نظر كمالات و فعليت ها، اين جهان را ترك مى كنند.
[١] درباره دوزخيان نيز مى فرمايد:(وَالَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا...) .(فاطر/٣٦):«براى كافران آتش دوخ است و بر آنان حكم مرگ صادر نمى شود تا بميرند».