منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٤
ازوجود است كه با شيوه دنيوى آن كه از خاك و آب و گل پديد آمده است، تباين دارد، اصولاً مرگ و رستاخيز آغاز حركت به سوى خدا و يا قرب به او است نه بازگشت به آفرينش مادى و بدن خاكى كه ظلمت و تاريكى ماده، آن را فرا گرفته است».[١]
اين مشكل نه تنها در برابر قائلان به معاد جسمانى عنصرى خودنمايى مى كند، بلكه اشكال ديرينه اى است كه درباره نظريه خلقت ارواح قبل از ابدان، نيز اظهار گرديده است، كسانى كه مى گويند نفوس انسانها پيش از بدنها آفريده شده اند و هر نفسى به امر الهى به بدنى تعلق مى گيرد با اين مشكل روبه رو مى شوند كه نفس، موجودى است مجرد وپيراسته از ماده و قوه، و ارجاع آن به جهان ماده كه عين قوه و توان است موجب بازگشت فعليت ها به قوه است.
و به ديگر سخن اگر با حفظ تجرد كامل با بدنى پيوند كند در اين صورت فاقد سنخيت، ملاك اتحاد خواهد بود و اگر با تنزل از فعليت و تجرد و آلودگى به ماده وقوه، به بدن متعلق شود، مايه بازگشت فعليت ها به قوه ها است و همين اشكال مهم است كه«شيخ الرئيس» در قصيده معروف«عينيّه» آن را يادآور شده است نخستين بيت آن قصيده، اين است:
«هَبَطَتْ اِلَيْكَ مِنَ الْمَحَلِّ الأَرْفَعِ *** وَرْقاءُ، ذاتُ تَعزُّز وَتَمَنُّع»
البته پس از شيخ، گروهى به استقبال قصيده او رفته به همان وزن قصايدى را سروده و به نظر خود مشكل شيخ را پاسخ گفته اند كه فعلاً مورد نظر ما نيست.
كوتاه سخن آن كه: مشكل بازگشت فعليت ها به قوه ها كه از نظر گروهى
[١] اسفار:٩/١٥٣.