منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٨
مى گردد و به خاطر توجه به عالم غيب و آفريدگار آن، قائم به خود و باقى مى باشد.
و در اين صورت نمى توان بدن اخروى را بدن مادى دانست كه در نتيجه نياز روح به بدن قطع نمى گردد، بلكه بايد بدن مثالى و برزخى انگاشت كه بدن مخلوق نفس و قائم به آن باشد.[١]
پاسخ
محور استدلال كلمه«قيامت» است كه در آيات و روايات وارد شده است و يكى از نامهاى آخرت مى باشد ولى به كار بردن اين لفظ درباره اين جهان نه به آن جهت است كه بيان گرديد، بلكه به خاطر ملاكاتى است كه آيات ياد شده در زير از آن پرده برمى دارد چنان كه مى فرمايد:
١. (...يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ) .[٢]
٢. (...يَوْمَ يَقُومُ الأَشْهادُ) .[٣]
٣. (يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفّاً...) .[٤]
٤. (يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ) .[٥]
مجموع اين آيات مى رساند كه علت نامگذارى چنين روز به لفظ قيامت به خاطر اين است كه در آن روز حساب برپا مى شود، گواهان برمى خيزند،
[١] اسفار:٩/١٥٦.
[٢] ابراهيم/٤١.
[٣] غافر/٥١.
[٤] نبأ/٣٨.
[٥] مطففين/٦.