منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢
و بدون آن، نفسى وجود نخواهد داشت در اين صورت به هنگام احياى موتى، جز نفس پيشين نفس ديگرى موجود نيست كه با بدن پيوند يابد و موجب اجتماع دو نفس در يك بدن گردد.
اين شبهه، بر اساس انديشه«مشائى ها» پى ريزى شده و مانع از تفكر صحيح گرديده است آنان مى گويند: روح نسبت به بدن حالت مرغ نسبت به قفس را دارد و گويا دست آفرينش از پيش نفوسى را آفريده است و همگى در صف انتظار قرار دارند كه بدنى مستعد در جهان پديد آيد تا آنها در آن لانه گزينند و يا مشيت الهى تعلق گرفته است كه هر وقت بدنى پيدا شد (و لو بدن انسان بزرگسال كه هشتاد بهار از عمر او گذشته) فوراً روحى را متناسب آن بدن بيافريند، و به سوى او روانه سازد در حالى كه هر دو مطلب با اصول حكمت متعاليه سازگار نيست بنابراين، در روز رستاخيز، جز يك بدن و يك روح متناسب با آن بدن وجود نخواهد داشت.
در پايان، يادآور مى شويم در مورد معاد جسمانى هيچ يك از مفاسد تناسخ موجود نيست، زيرا مجموع مفاسد تناسخ عبارت بودند از:
١. عقيده به تناسخ،نقطه مقابل اعتماد به معاد است.
٢. اعتقاد به تناسخ مستلزم تعلق دو نفس به يك بدن بود.
٣. اعتقاد به تناسخ آنگاه كه نفس كامل به بدن نازلتر تعلق مى گرفت مستلزم سير نزولى نفس بود.
در هيچ يك از اين اشكالات به نحوى كه گذشت در معاد جسمانى موجود نيست.