منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٢
رشته اعمال نيك و بد در اين جهان ملكاتى پيدا مى كند و با آن ملكات به شخصيت خود قوام و فعليت مى بخشد و به هنگام برانگيختگى، او با همان ملكات و فعليتها به محشر گام مى نهد، سپس در سايه اين ملكات مبدأ يك رشته افعال و آثار مى گردد كه متناسب با آن ملكات است و نمى تواند از آن آثار و افعال رها گردد. و اين افعال مايه فرح و خشنودى و يا مايه عذاب او مى گردد.
مثل معروفى است كه مى گويند:«شتر در خواب بيند پنبه دانه».
مقصود اين است كه واقعيت اين حيوان بر اثر ارتباطى كه با مأكول خود دارد نمى تواند آن را فراموش كند و اگر هم خواب بيند، خواب آن را مى بيند، گويى انسانهاى گناهكار در اثر غرق در شهوات داراى ملكات خاص مى شوند كه قهراً براى خود صورتهاى خبيث و موذى را مى آفرينند. همچنان كه افراد نيكوكار داراى ملكات زيبايى مى گردند كه پيوسته براى خود صور زيبايى مى آفرينند. انسان نخست از آفرينشگرى خود رنج مى برد، در حالى كه انسان دوم لذت مى برد.
در اين پاسخ بر اين نكته تكيه شده است كه قسمتى از رنج ها و لذتها، مخلوق خود انسانِ برانگيخته شده است كه در آن جهان به تناسب واقعيت خود مى آفريند.
٣. در اين جا مى توان درباره كيفرها و پاداشها سخن سومى نيز گفت و آن اين است كه اعمال انسان در اين جهان صورتى دارد، و همين اعمال در برزخ و در روز رستاخيز صورت ديگرى، يعنى شىء واحد به تناسب ظروف و شرايطى كه دارد تجلى خاصى دارد. مثلاً سنگ چخماق در شرايطى سرد و ملايم است، در حالى كه در شرايط ديگر آنگاه كه به آهن زده مى شود از درون آن آتش جرقه مى زند در حقيقت سنگ چخماق يك واقعيت بيشتر ندارد ولى در