منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢
خداوند از ابراهيم خليل مضمون اين آيات را نقل مى كند:
١. (...مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ...) .[١]
«آن كس از ساكنان مكه كه به خدا و به روز ديگر ايمان بياورد».
٢. (رَبَّنَا اغْفِر لِى وَلِوالِدَىَّ وَلِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الحِسابُ).[٢]
«پروردگارا ! من و پدر و مادرم و مؤمنان را روزى كه حساب برپا مى گردد بيامرز».
٣. (وَلا تُخْزِنى يَوْمَ يُبْعَثُونَ) .[٣]
«روزى كه مردم برانگيخته مى شوند مرا رسوا مساز».
٤. (...وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) .[٤]
«او را سپاس گزاريد به سوى او بر مى گرديد».
در اين آيات ابراهيم از اصل معاد ياد مى كند در حالى كه در آيه ديگر از خداوند بزرگ مى خواهد كه كيفيت احياى مردگان را به او نشان دهد از اين جهت خدا به او دستورى مى دهد كه آيه ياد شده در زير بيانگر آن است:
٥. (وَإِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ أَرِنِى كَيْفَ تُحْيى الْمَوتى قالَ أَوَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلبِى قالَ فَخُذْ أَرْبَعةً مِنَ الطَّيْرِفَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَل مِنْهُنَّ جُزْءً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِنَكَ سَعْياً وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ).[٥]
«به يادآر زمانى را كه ابراهيم گفت پروردگارا! نشانم ده كه چگونه مردگان را زنده مى كنى خدا گفت مگر ايمان نياوردى، ابراهيم گفت: چرا ولى مى خواهم قلبم آرام بگيرد(وخطورهاى زجر ده كنار رود) خدا گفت چهار پرنده را انتخاب كن، آنها را در حالى كه با تو انس گرفته اند سر ببر(قطعه، قطعه كن و بياميز) و هر جزيى از آنها را بر سر كوهى بگذار پس آنها را بخوان، خواهى
[١] بقره/١٢٦.
[٢] ابراهيم/٤١.
[٣] شعراء/٨٧.
[٤] عنكبوت/١٧.
[٥] بقره/٢٦٠.