منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٤
ملاك اول غير ممكن بداند، ديگر جايى براى بحث درباره آن، برپايه ملاك دوم باقى نمى ماند، زيرا دريافت آلام و لذايذ حسى و جزئى، بدون محشور شدن بدن در قيامت امكان پذير نيست. و هرگاه معاد جسمانى بر پايه ملاك نخست از نظر عقل بى اشكال باشد و بدن در قيامت محشور گردد، در اين صورت نه تنها تحقق معاد جسمانى به معنى آلام و لذايذ حسى اشكالى ندارد، بلكه به عنوان يك امر قطعى و لازم خودنمايى مى كند، زيرا هرگاه بدن محشور شود، و آلام و لذايذ حسى در كار نباشد، و تنها پاداشها و كيفرهاى روحى تحقق پذيرد، حشر بدن كارى لغو وبى فايده خواهد بود كه با اصل حكمت الهى سازگار نيست.
آرى خصوصيات اين آلام و لذايذ حسى از نظر كميت و كيفيت، به وسيله عقل و برهان عقلى قابل اثبات نيست و تنها چيزى كه عقل مى تواند درباره آن داورى كند اين است كه با محشور شدن بدن، پاداشها و كيفرهاى حسى نيز تحقق خواهد داشت امّا اين كه مقدار و خصوصيات ديگر آن چيست؟ عقل به آن راهى ندارد.
به نظر مى رسد آنچه شيخ در كتاب الهيات شفا مطرح نموده و گفته است معاد جسمانى از نظر برهان عقلى قابل اثبات نيست و يگانه راه قبول آن تصديق قرآن و وحى نبوى است، مقصود همين مطلب است، زيرا ظاهر عبارات او اين است كه دو نوع معادى كه وى مطرح نموده و يكى را قابل اثبات از طريق برهان عقلى دانسته و راه اثبات ديگرى را منحصر در تصديق شرع نموده است، همان معاد جسمانى و روحانى بر پايه لذتها و آلام است، و همان گونه كه يادآور شديم اثبات اين لذتها و آلام به گونه اى كه در قرآن مطرح گرديده است، با خصوصيات كمى و كيفى آن، از طريق قياس عقلى قابل اثبات نمى باشد.[١]
[١] يَجِبُ أَنْ يُعْلَمَ أَنَّ الْمَعادَ ، مِنْهُ ما هُوَ مَقْبُولٌ مِنَ الشَّرْعِ وَلا سَبيلَ إِلى إثْباتِهِ إِلاّ مِنْ طَريقِالشَّريعةِ وتصديقَ خَبَرِ النَّبِيّ وَهُوَ الَّذي لِلْبَدَنِ عِنْدَ الْبَعْث. وَخَيْراتُ الْبَدَن وَشُرُورهُ مَعْلُومَةٌ لا يَحْتاجُ إلى تَعَلُّم وَقَدْ بَسَطتِ الشَّريعَةُ الحَقّةِ الّتي أَتانا بِها سيّدنا وَمَولانا وَ نَبيّنا مُحَمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) حالَ السَّعادَةِ وَالشّقاوَةِ الّتي بِحَسَبِ البَدَن. وَمِنْهُ ما هُوَ مُدْرَك بِالْعَقْلِ وَالْقياسِ الْبُرهاني، وَقَدْ صَدَّقَتْهُ النُّبُوَّة،وَهُوَ السَّعادَةُ وَالشَّقاوَةُ الثّابِتَتانِ بِالْقِياسِ،اللّتانِ للأَنْفُس. الهيات شفاء، مقاله ٩، فصل ٧.