منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤١
هذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللّهُ مائةَ عام ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْم قالَ بَلْ لَبِثْتَ مائةَ عام فَانْظُر إِلى طَعامِك وَشَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّه وَانْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيةً لِلنّاسِ وَانْظُر إِلَيالْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلمّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّاللّهَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ) .
«يا بسان آن كسى كه از كنار دهكده اى ويرانه عبور كرد، دهكده اى كه ديوارهاى آن به روى سقفهاى آن فرو ريخته و ساكنان آنجا هلاك و نابود و استخوان هاى آنها متلاشى شده بود، با خود گفت: چگونه خداوند آنان را زنده خواهد كرد خداوند (در اين هنگام) او را صد سال ميراند سپس زنده كرد و به او گفت چقدر درنگ كردى؟گفت: يك روز يا قسمتى از آن فرمود بلكه صد سال درنگ كردى (ولى) به غذا و نوشيدنى خود نگاه كن هيچ تغيير نكرده و به الاغ خود بنگر كه چگونه متلاشى شده است احياى تو پس از صد سال مايه اطمينان خاطر تو و نشانه اى از معاد براى ديگر مردم است اكنون به استخوان (مركب سوارى خود) نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم و گوشت بر آن مى پوشانيم(وقتى اين كارها را ديد) وى گفت مى دانم كه خداوند بر همه چيز توانا است».
نكته اى قابل توجه
جمله: ( فَأَماتَهُ اللّهُ مائةَ عام ثُمَّ بَعَثَهُ) مى رساند كه خداوند گوينده سخن را صد سال تمام ميراند سپس او را برانگيخت و زنده كرد.
ولى مؤلف«المنار»[١] مى گويد: ممكن است اين جمله اشاره به يك نوع
[١] المنار: ٣ / ٤٩ ٥٠ .