منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٧
مردگان گرد هم بيايند و به صورت انسان كامل گام در محشر بگذارند.
سهولت اين كار براى خدا بسان آسانى دعوت مرغان و آمدن آنها نسبت به تو است.
پاسخ
اين تفسير از جهاتى مردود است:
اوّلاً: ابراهيم خليل خواهان مشاهده و رؤيت احياى مردگان بود تا هرنوع خطورهاى خلاف را از خانه دل براند، و اين مطلب جز، با نشان دادن احياى موتى، امكان پذير نبود، و هرگز تشبيه و تمثيل و اين كه دعوت خدا از مردگان بسان دعوت تو از مرغان پراكنده و آمدن آنها به سوى تو است، دردى را دوا نمى كند قدرت اين تشبيه، بالاتر از وحى الهى نيست كه وى از آن راه به صحت رستاخيز يقين و ايمان پيدا كرده بود.
ثانياً: اگر معنى آيه اين است كه هر يك از چهار مرغ را به صورت زنده سر كوهى قرار دهد سپس آنها را بخواند، پس چرا مى فرمايد:
(ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَل مِنْهُنَّ جُزءاً) .
«سر هر كوهى جزئى از آنها را قرار بده».
بلكه بايد بگويد:
«ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَل مِنْهُنَّ واحِداً».
«سر هر كوهى يكى از آنها را قرار بده».
لفظ«جزء» حاكى از آن است كه وى مرغها را به هم آميخته بودو آميختگى جز با سر بريدن و قطعه،قطعه كردن و آميختن آنها به هم امكان پذير نيست.