منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
استخوان (مركب سوارى خود) نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم و گوشت بر آن مى پوشانيم(وقتى اين كارها را ديد) وى گفت مى دانم كه خداوند بر همه چيز توانا است».
٤.«سپس گفتيم: قسمتى از گاو را به مقتول بزنيد! (تا زنده شود و قاتل را معرفى كند) خداوند اين گونه مردگان را زنده مى كند، و آيات خود را به شما نشان مى دهد شايد انديشه كنيد».
٥.«به ياد آريد وقتى را كه به موسى گفتيد، ما به تو ايمان نمى آوريم تا خدا را آشكارا ببينيم ، همه شما را صاعقه گرفت در حالى كه نگاه مى كرديد، سپس شما را پس از مرگتان، زنده كرديم شايد سپاسگزار باشيد».
٦.«مگر سرگذشت آنان را كه از بيم مرگ از ديار خويش بيرون رفتند در حالى كه هزاران نفر بودند، نشنيده اى خداوند به آنان گفت بميريد آنگاه آنان را زنده كرد، حقّا كه خداوند نسبت به مردم صاحب كرم است ولى بيشتر مردم سپاسگزار نيستند».
٧.«كوران مادر زاد و بيماران را شفا مى بخشم و مردگان را زنده مى كنم».
٨.«به ياد آور زمانى را كه نابينايان و بيماران برص را شفا مى بخشيدى و مردگان را به اذن من زنده مى كردى».
٩.«خدايا مى خواستى من و آنان را پيش از آمدن به طور، نابود كنى آيا ما را به وسيله كار سفيهان هلاك مى كنى؟».
١٠.«سپس سالها پرده اى (از خواب) بر گوش آنها افكنديم».
١١.«آنان در غارشان ٣٠٩ سال تمام بسر بردند».
١٢.«آنان را بيدار مى انديشيدى، در حالى كه همگى خفته بودند».
١٣.«اگر آنان را مشاهده مى كردى از وحشت فرار مى كردى و ترس، تو را فرا مى گرفت».
١٤.«آنان را به سمت راست وچپ بر مى گردانيديم».
١٥.«آنان را بيدار كرديم تا روشن گردد كدام گروه از مدت توقف خود آگاه تر است».
١٦.«ما مردم آن زمان را از طريق بيدار كردن آنان، آگاه ساختيم كه بدانند وعده خدا حق و استوار است و در روز رستاخيز شك و ترديدى نيست».
١٧.«آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟!».