منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٤
آياتى را كه به گونه اى حاكى از تجرد روح و بقاى آن پس از مرگ مى باشند، مورد بحث قرار مى دهيم.
٨. قرآن در تبيين آفرينش انسان از نطفه تا لحظه اى كه استخوانها با گوشت پوشيده مى شوند از كلمه (خَلَقَ) و (جَعَلَ) بهره مى گيرد و مى فرمايد:
(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طين...) .[١]
«انسان را از عصاره اين گل آفريديم».
و در تبيين آفرينش مرحله بعد از آن از لفظ«انشاء» كه به معنى ابداع است، بهره مى گيرد و آن را آفرينش ديگر توصيف مى كند كه از نظر هويت و آثار وجودى قابل قياس با آفرينش هاى گذشته نيست، چنان كه مى فرمايد:
(...ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ...) .[٢]
«آنگاه به او آفرينش ديگرى اعطا نموديم».
مراحل قبلى خلقت از چكيده گل، نطفه، علقه، مضغه، پوشش استخوانها با گوشت هر چند مراحل متفاوتى مى باشند ولى در عين حال همگى در يك اصل مشتركند و آن تكامل ماده از صورتى به صورت ديگر، ولى بعداً مرحله آفرينش به مرحله اى مى رسد كه در آنجا پاى ابداع و ايجاد به ميان مى آيد كه هرگز به معنى تكامل ماده به شيوه هاى پيشين نيست بلكه آفرينش ديگرى است كه هويتى نو و آثار ويژه اى را دارا است.
و به ديگر سخن: تكامل آفرينش انسان در مراحل پيشين هر چند زمينه ساز اين مرحله جديد است ولى در اين مرحله جديد، تكامل به معنى
[١] مؤمنون/١٢.
[٢] مؤمنون/١٤.