منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٠
است مى رساند كه اين جريان در جهانى ميان مرگ و رستاخيز، تحقق مى پذيرد. اگر واقعيت انسان همان بدن بود و فرعونيان بسان ديگر انسانها در مدت اندكى پوسيده و راه فنا را در پيش مى گرفتند، موضوعى براى عرضه بر آتش باقى نمى ماند. و آيه مى رساند كه روح انسان در اين«فترت» با يك نوع بدنى زندگى مى كند كه در آنجا مسأله عذاب و عرضه بر آتش امكان پذير است و اين همان بدن و حيات برزخى است كه بعدها پيرامون آن سخن خواهيم گفت.
٤. (...وَلَوْ تَرى إِذِ الظّالِمُونَ فِى غَمَراتِ الْمَوْتِ وَالمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَونَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ) .[١]
«اگر ببينى آنگاه كه ظالمان در گردابهاى مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دست هاى خود را گشوده اند (و به آنان مى گويند) جانهاى خود را بيرون بياوريد، امروز به خاطر گفتارهاى باطل درباره خدا و براى استكبار در برابر آيات الهى به عذاب خوار كننده اى كيفر داده مى شويد».
مقصود از«انفس» در اين آيه همان«انفس» است كه در آيه يكم اين بحث آمده است آنجا كه مى فرمايد:
(اللّهُ يَتَوفّى الأَنْفُسَ حينَ مَوْتها) گويى در اين آيه فرشتگان به ستمگران فرمان مى دهند كه جانها را رها سازند در اين صورت مى توان گفت كه ظالم بدنى دارد و«نفسى»، بدن او در ميان خاندانش متروك، و جان و نفس، از او رها مى گردد. و اگر انسان همان موجود مادى بود، رها گرديدن و خارج شدن نفس معنى صحيحى پيدا نمى كرد.
[١] انعام/٩٣.