برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٧٩ - فصل هفتاد و هشتم
و من در تاريخ كسى كه در نزد مخالفين متهم نيست و مورد اعتماد ايشان است ديدهام:
كه چون اهل روم بر عليه مسلمانان قيام نمودند، و براى ريشه كن كردن آنان متفق شدند، مسلمانان خود را نباخته بلكه دل قوى نموده و بر عليه آنان قيام كردند، و سبب اين كار و قوت قلب بسيارى از آنان، خوابهائى بود كه ديده بودند كه دلالت بر نصرت و ظفر يافتن مسلمانان بر روميان داشت، و اين نبود مگر در اثر جهل و نادانى ايشان و آنان كه بر خود ولايت داده بودند باسرار و حقايق، كه بجز اين امور ظاهريه نديده، و پى باسرار و حقايق امور نبرده بودند.
و اى فرزندم محمد: اگر زمام اسلام و مسلمانان را بعهده با كفايت پدرت على ٧ گذاشته بودند، و متابعت اوامر جدت حضرت سيد المرسلين ٦ را نموده بودند، هر آينه فتح بلاد را بر اساس حق و عدالت و استقامت قرار داده بود كه تا روز قيامت باقى بود (و باقى بلاد هم بدست آن حضرت و اولاد طاهرينش فتح شده بود و پرچم ايمان و عدل در سرتاسر عالم در اهتزاز بود) و از اسرار فتوحات و عاقبت امر ايشان آنچه جدت محمد ٦ در نزد حضرتش بوديعت نهاده بود بايشان تعليم داده، و براى دانشمندان و علماء كشف اسرار و حقايقى از حقايق اسلام و اسرار خود آنان ميفرمود كه اميد آن بود كه بدون كشته شدن آن گروه كثيرى كه از مسلمانان و كفار كشته شدند، خود تسليم شده، و از ضلالت و ظلمت كفر بشاه راه هدايت و سلامت درآيند. چنانچه خود آن حضرت فرموده است كه: بخدا قسم اگر مسند حكومت براى من مهيا بود، هر آينه در ميان اهل توراة بتوراتشان، و در ميان اهل انجيل بانجيلشان، و در ميان اهل زبور بزبورشان، و در ميان اهل قرآن بقرآنشان حكم ميكردم كه اگر هر يك از اين كتب جلوه نمايد گويد: على بن ابى طالب بحكم خداوند حكم نموده است.
آيا ندانى كه چگونه بجنگهائى كه براى آن حضرت پيش آمد كرد از جنگ بصره،