برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٧٨ - فصل هفتاد و هشتم
بعد از آن حضرت بدست مسلمانان افتاده فتح خواهد شد، و مسلمانان بتجربه صدق كلام آن حضرت و حق بودن وعدههاى آن بزرگوار را دانسته بودند، و آيه قرآن را نيز شنيده بودند كه ميفرمايد: لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (سوره توبه (٩) آيه ٣٣ يعنى تا غالب گرداند او را بر تمام دينها و اگر چه كراهت دارند شرك آورندگان) و جمعى از مورّخين تصديق اين گفتار ما را نمودهاند، كه از آن جمله است اعثم كوفى كه در تاريخ خود گويد: چون ابو بكر لشكر اسلام را بسر كودكى ابو عبيده بجنگ روم فرستاد، قبل از فتح از دنيا رفت، و در زمان عمر بدست مسلمانان فتح شد، و در آن هنگام بعضى به او پيشنهاد كردند كه خود با لشكر حركت كند، و بعضى اين كار را صلاح ندانسته و او را منع كردند، پس با پدرت على ٧ مطلب را در ميان گذاشت و عرضه داشت:
يا ابا الحسن رأى شما چيست؟ آن حضرت در جواب فرمود: اگر خود بروى نصرت يابى و اگر نروى نيز نصرت يابى زيرا كه نبى اكرم ٦ بما وعده نصرت داده است، چون اين كلام را شنيد گفت: راست گفتى، و توئى وارث علم رسول خدا ٦.
پس اى فرزندم، آيا فتح بلاد بغير از نيروى آن وعدههاى صادقه، و عنايات فائقه الهيه بوده است؟ و آنان كه در مدينه بودند وجود و عدمشان يكسان بوده است، چنانچه پدرت على ٧ بعمر فرمود: اگر بر وى نصرت يابى و اگر بمانى نيز نصرت يابى.
و اى فرزندم محمد بدان كه اين فتوحات خود موجب كورى و باقى ماندن بر ضلالت و گمراهى مردمى شده است كه بيان آن محتاج بشرح و تفصيل است؛ زيرا كه آنان كه فتح اين بلاد نمودند مردم آن ديار را بطاعت و پيروى آنان كه از اسرار معرفت رب العالمين و حضرت سيد المرسلين دور بودند و بر پدرت امير المؤمنين تقدم جستند وادار نمودند، كه در نتيجه از ضلالت كفر و بهتان بضلالت آنچه در اثر تقدم جستن بر پدرت على ٧ واقع و جارى شده منتقل شدند، ضلالتى كه تا حال باقى است، پس كدام فتح است كه سبب برترى و فضيلت آنان بوده باشد؟