برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٥٩ - فصل پنجاه و ششم
آن حضرت اسلام آورده اسلام آورند، و در اقطار عالم منتشر گردند، و لا بد در ميان آنان اختلاف واقع شود، و وحى نيز از ايشان منقطع گردد، با اين حال كسى كه بجاى حضرتش نشيند معصوم نباشد، و از ظلم و فساد منزه نباشد، تا بار امت را با عدل و انصاف و بدون خطا تحمل نموده و بسر منزل مقصود رساند، آيا چنين ادعائى با عقل سليم درست آيد؟ هرگز چنين نيست، و چنين خطائيرا بخدا و جدت محمد ٦ نسبت ندهد مگر جاهل غافل يا جاحد معاند.
و از آن جمله است اينكه: اولاد آدم از اخلاط و اشياء متضاده، خلق شدهاند، از حار و بارد، و رطب و يابس، و جواهر و اجسام خاكى، و عقول و ارواح روحانى، با اين حال اگر امامى كه در صفات و اخلاق مثل صاحب نبوت ٦ باشد، و ميان صفات متضاده جمع نموده و معتدل باشد، و كردار او موافق گفتارش باشد، و در تمام صفات و حالات بحد كمال باشد، در ميان ايشان نباشد، و كار بدست كسى كه متصف باين صفات نباشد افتد، هر آينه بخود مشغول گردد، و هر دم تابع يكى از اخلاق ناپسنديده و صفات متضاده كه در اوست بوده باشد، و كجا چنين شخصى تواند كه در مقام اصلاح رعيت برآيد، و آنان را بشاه راه هدايت رهبرى نمايد، و از آن جمله است: نصوص صريحه كه از طريق مخالف و مؤالف روايت شده، و دشمنان كور شده و آنها را نقل نمودهاند، چنانچه يهود و نصارى كور شده، و نصوص الهيه كه از حضرت موسى و حضرت عيسى ٨ در باره نبوت جدت محمد ٦ رسيده است نقل نمودهاند، در حالى كه خود از آنها غافل بوده و انكار مينمايند.
و اين نصوص صريحه متضمن امامت بلا فصل جدت امير المؤمنين ٧، و امامت ائمه اثنى عشر :، است، هر يك بعد از ديگرى بنام و نسب، و تعيين زمان، و كمالات هر يك از ايشان، و مقامات علمى و جواب دادن از آنچه از ايشان سؤال ميشده و مردم بآن محتاج بودند، و تعظيم دوست و دشمن از ايشان در حال حيات، و احترام قبور ايشان بعد