برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٥٦ - فصل پنجاه و ششم
نموده، و فرموده است:
(من مات بغير وصية فقد مات موتة جاهلية)
يعنى كسى كه بىوصيت بميرد همانا بمرگ جاهليت مرده است.
پس چگونه عقل قبول نمايد كه كسى كه مردم را نسبت به بازماندگانشان امر بوصيت ميفرمايد، خود ترك وصيت نموده، و امت را كه همه بازماندگان آن حضرتند مهمل گذارد؟ با اينكه ميداند كه بعد از او امت او اختلاف خواهند نمود، و مخالفت حضرتش خواهند كرد.
و از آن جمله است اينكه: از هر منصف عاقل فاضلى از اهل اسلام بعيد است كه با قبولى اينكه جدت محمد ٦ اين آيه شريفه را براى امت آورده است: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً[١] ادعا نمايد كه آن حضرت از دنيا رفت در حالى كه امت خود را در امر امامت و خلافت متحير و سرگردان گذاشت، با اينكه امر امامت از اهم امور اسلام و مسلمانان است، كه براى آن گردنها زدند، و گروهى گروه ديگر را تكذيب نمودند، تا كار اختلاف مسلمانان بجائى رسيد كه هفتاد و سه فرقه شدند، و در نظر ملل عالم خود را مفتضح و رسوا نمودند.
كجا اين همه اختلاف و نقصان و كجا وصف نمودن دين را بكمال و تمام؟ و چه مناسبت ميان اين همه اختلافات و ميان دين كامل تمام بصريح آيه قرآن، پس معلوم
[١] سوره مائده( ٥) آيه ٥ يعنى امروز كامل كردم براى شما دين شما را و تمام كردم بر شما نعمت خود را و پسنديدم براى شما دين اسلام را. اين آيه شريفه مطابق روايات بسيار و كلمات مفسرين شيعه، و بسيارى از علماى عامه بر طبق روايات ايشان، در حجة الوداع در غدير خم روزى كه رسول اكرم ٦ حضرت امير المؤمنين را بخلافت نصب نمود نازل شده است، كه بامر خداوند در آن روز بسيار گرم پس از آنكه جلوى كاروانى كه در خدمتش بحج مشرف بودند برگردانيد، و كسانى كه عقب كاروان بودند رسيدند بالاى منبرى از سنگ يا جهاز شتر تشريف برد، و در ضمن خطبه طولانى، و بيان بسيارى از فضايل مولا امير المؤمنين ٧، آن حضرت را بجاى خود نصب نمودند، و به خطاب:
ُ ايها الناس من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه
الخ امامت آن حضرت را مؤكد فرمودند، كه شرح آن طولانى است، و بايد بكتب مفصله مراجعه كرد.