برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٣٨ - فصل صد و پنجاه و دوم -(نامه امير المؤمنين
عباس و عقيل مبتلا شدم (كه از ايشان كارى ساخته نيست) پس حفظ اهل بيت خود را در نظر گرفتم، و از خار و خاشاكى كه در چشمم ريخته شد چشم بر هم نهادم، و جرعههاى غيظ و غصه را با گلوى گرفته و فشرده فرو بردم، و صبر كردم صبرى كه تلختر از حنظل و دردناكتر از كارد برنده بود.
و اما امر عثمان پس گويا نشانه بود از قرون گذشته كه عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى[١] اهل بدر مخذولش نمودند، و اهل مصر بقتلش رساندند، و بخدا قسم كه من نه امر كردم و نه نهى نمودم؛ كه اگر امر نموده بودم مددكار بودم، و امر طورى بود كه نه ديدن آن فائده و نفع داشت و نه خبر آن شفا بخش بود (يعنى حق و باطل مشتبه شده بود) غير از اينكه كسى كه يارى او كرد نتواند بگويد: من بهتر از آنم كه او را مخذول نموده و كسى كه او را مخذول نمود نتواند بگويد: آن كس كه او را يارى كرد از من بهتر است[٢].
و من بطور جامع و كامل امر او را بيان نمايم، برگزيد و اختيار كرد و بد اختيارى نمود[٣] و شما جزع كرديد. پس شما هم در اين جزع كردن بد كرديد (بلكه بايد صبر ميكرديد) و خداوند ميان ما و او حكم نمايد، و بخدا قسم در خون عثمان تهمتى بمن وارد نيست؛ نبودم من مگر مردى از مسلمانان مهاجرين در خانه خود.
[١] سوره طه( ٢٠) آيه ٥٤- يعنى علم آن نزد پروردگار من است در كتابى كه خطا نميكند پروردگار من و فراموش نمىنمايد.
[٢] نسخه كه نزد نگارنده است چنين است، و لكن ظاهرا اين گونه باشد( من بهتر از آنم كه او را يارى نمود).
[٣] شايد مقصود اختيار خلافت باشد، يا اختيار نمودن اموالى را براى خود و ساير بنى اميه كه بايشان اموال زيادى بخشيد كه در جاى خود مذكور، است يا اختيار نمودن بنى اميه را بر ديگران كه نيز شرح آن در جاى خود مذكور است، و شايد مقصود تمام اينها باشد.