برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٥ - وصيت امير المؤمنين
اما بعد همانا در آنچه دانستم از ادبار دنيا بمن، و سركشى روزگار بر من، و روى آوردن آخرت بسوى من، چيزيست كه باز ميدارد مرا از غير ياد خود، و از اهتمام بآنچه از پى من است، (از امور دنيويه و مال و منال و زن و فرزند و غيره) غير از اينكه چون اندوه خود من نه اندوه مردم، منحصر بخود من گرديد، انديشه مرا بخود مشغول داشت، و از آرزوها و هواى نفس مرا باز داشت، و حقيقت امر مرا برايم آشكار نمود، پس كشانيد مرا بكوشش و تلاش جدى كه در آن بازى و شوخى نيست، و راستى كه آميخته بدروغ نباشد، ترا جزئى از خود بلكه تمام خود يافتم، بطورى كه اگر بلائى بتو برسد مانند آنست كه بمن رسيده باشد، و اگر مرگ ترا دريابد مانند آنست كه مرا دريافته است، و كار تو مرا بزحمت و مشقت اندازد چنان كه كار خودم مرا در زحمت و مشقت اندازد. پس از اين جهت اين نامه را بتو نوشتم، در حالتى كه پشت گرم بآنم چه زنده بمانم و چه مرگم فرا رسد.
پس اى فرزندم، ترا وصيت ميكنم بتقوى و پرهيزكارى و خوف از خداوند، و بملازمت امر او، و بآباد كردن قلب خود بياد او، و بچنگ زدن بريسمان او (مراد تمسك بدين اسلام يا قرآن است، و خلاصه تمسك بطاعت خداوند است در هر كارى) و چه سببى از سبب ميان تو و خدايت محكمتر است اگر بآن تمسك نمائى؟ دل خود را بموعظه و اندرز زنده بدار، و بزهد در دنيا آن را بميران، و بيقين نيرومندش گردان، و بحكمت آن را نورانى نما، و بياد مرگ ذليل و خوارش كن، و باقرار فنا (فناى دنيا) وادارش كن. و بخشيت و خوف رامش نما، و صبر و بردبارى را شعار او قرار ده، و بفجايع و بديهاى دنيا بينايش گردان، و از صولت روزگار و بدى تقلبات آن و تقلب ليالى و ايام بترسانش، و اخبار گذشتگان را بر او عرضه بدار، و بآنچه به پيشينيان رسيده است متذكرش نما، و در ديار و مساكن آنان گردش كن، و از آثار ايشان عبرت بگير، و با دقت نظر كن آنان چه كردهاند، و در كجا فرود آمدهاند، و از چه جايى منتقل شدهاند، كه خواهى ديد كه از نزد دوستان منتقل شده، و در دار غربت فرود آمدهاند، و بزودى تو نيز مانند آنان خواهى بود، پس منزل (آرامگاه) خود را اصلاح كن، و