برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٩ - (كتابهاى سيد(مؤلف) قدس سره)
|
و كان القلب مذ فارقهم |
طاير علق في رأس سنانى |
|
و گوئيا دل هنگام مفارقت ايشان. پرنده را ماند كه بر سر نيزه آويزان شده باشد
|
بكم منكم اليكم اشتكى |
فعسى منكم بكم اعطى الامانى |
|
بشما از شما بسوى شما شكوه برم. كه شايد از شما بشما بآرزويم برسم
|
ذهب العمر و لم احظ بكم (بهم) |
و تقضى في امانيكم (نيهم) زمانى |
|
عمر من گذشت و حظ و نصيبى از شما نبردم. و روزگار من در آرزوى ديدار شما گذشت
|
لا تزيدونى غراما بعدكم |
حل بى من بعدكم ما قد كفانى |
|
آتش شوق و عشق مرا بعد از خود زياد نكنيد. كه بعد از شما بمن رسيده آنقدر كه مرا كفايت نمايد
|
يا خليلى اذكرا العهد الذى |
كنتما قبل النوى عاهدتماني |
|
اى دو دوست من بياد آوريد عهد و پيمانى كه. قبل از مفارقت با من بستيد
|
و اذكرانى مثل ذكرى لكم |
فمن الانصاف ان لا تنسيانى |
|
و ياد كنيد مرا مانند ياد كردن من شما را. كه از انصاف آنست كه مرا فراموش ننمائيد
|
و اسئلا من انا اهواه على |
اى جرم صد عنى و جفانى |
|
و از محبوب من بپرسيد كه. بكدام جرم و گناه از من دورى نموده و بمن جفا كرده است و اى فرزندم محمد، كه خداوند كردارت بستايد و ترا بسعادت دنيا و آخرت برساند، بدان كه: در كتاب (الآداب الدينيه) و غير آن از كتب ادعيه براى هر يك از حركات و سكناتى كه براى تو ذكر كردم دعاهاى زيادى ذكر شده، كه قسمت زيادى از آنها را با آداب جليله آنها در كتاب (المهمات و التتمات) ذكر كردهام، كه اگر تمام آنها را يا آنچه را كه فعلا حفظ دارم و متعلق بحركات و سكناتى است كه براى تو ياد آورى نمودم، يا آنچه متعلق بآداب آنست براى تو ذكر نمايم كتاب مفصل و طولانى شود، و ترسم كه از آن ملول گردى، و مانع بهرهمند گشتن تو از آنچه براى تو ذكر كردم بگردد، و آنچه