جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٢٣ - غزل ٣٢٨ اى دل غلام شاه جهان باش و شاه باش
قرا رخواهد داد؛ و آن كه حلقه به گوش علىّ ٧ نگشت و به دنبال او نرفت، اگرچه اعمال صالح بسيار هم بنمايد، در پيشگاه الهى پشيزى ارزش ندارد.
در روايتى از رسول خدا ٦ است كه:
٢٣٨٢
«يا عَلِىُّ لَوْ أنَّ عَبْداً عَبَدَ اللَّهَ مِثْلَ ما قامَ نُوحٌ فى قَوْمِهِ، وَكانَ لَهُ مِثْلُ جَبَل احُدٍ ذَهَباً، فَأنْفَقَهُ فى سَبيلِ اللَّهِ، وَمُدَّ عُمْرُهُ حَتّى حَجَّ ألْفَ عامٍ عَلى قَدَمَيْهِ، ثُمّ قُتِلَ بَيْنَ الصَّفا وَالمَرْوَةَ مَظْلُوماً، ثُمَّ لَمْ يُوالِكَ- يا عَلىِّ!-، لَمْ يَشُمَّ رآئِحَةُ الجَنَّةَ وَلَمْ يَدْخُلْها.»
[١]: (اى علىّ! اگر بنده اى به اندازه اقامت حضرت نوح در ميان قومش به عبادت خداوند بپردازد، و به مقدار كوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق كند، و عمرش آنچنان طولانى شود كه هزار سال پياده حج كند، آنگاه ميان صفا و مروه مظلومانه كشته شود؛ ولى اى علىّ! دوستدار تو نباشد. بوى بهشت را استشمام ننموده، و هرگز بدان وارد نخواهد شد.).
در حديثى ديگر از آن حضرت در ذيل آيه شريفه «قالُوا: لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ»[٢]: ( [اهل يهود] گفتند: جز چند روزى، آتش جهنم ما را نمى سوزاند) از تفسير امام حسن عسگرى ٧ است كه:
«إنَّ وِلايَةَ[٣] عَلِىٍّ حَسَنَةٌ لا تَضُرُّ مَعَها شَىْ ءٌ مِنَ السَّيِئآتِ وَ إنْ جَلَّتْ، إلّاما يُصيبُ أهْلَها مِنَ التَّطْهيرِ مِنْها بِمِحَنِ الدُّنْيا وَبِبَعْضِ العَذابِ فِى الآخِرَةِ، إلى أنْ يَنْجُوا مِنْها بِشَفاعَةِ مَواليهمُ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ؛ وَإنَّ وِلايَةَ أضْدادِ عَلِىٍّ وَمُخالَفَةَ عَلِىٍّ- عَلَيْهِ السَّلامُ- سَيِّئَةٌ لا تَنْفَعُ مَعَها شَىْ ءٌ، إلّاما يَنْفَعُهُمْ بِطاعاتِهِمْ فِى الدُّنْيا بِالنِّعَمِ وَالصَّحِّةِ وَالسَّعَةِ، فَيَرِدُوا الآخِرَةَ وَلا يَكُونُ لَهُمْ إلّادآئِمُ العَذابِ.»
[٤]: (بدرستى كه ولايت و دوستى واقعى علىّ [٧] حسنه و نيكى اى است كه با وجود آن هيچ كدام از گناهان هر چند بزرگ باشد،.
[١] - بحار الانوار، ج ٣٩، ص ٢٥٦، روايت ٣١.
[٢] - آل عمران: ٢٤.
[٣] - بايد توجه داشت كه« ولايت» با« محبّت» فرق دارد. ولايت چون آب كرّى است كه هر گناهى را محو مى كند و در نتيجه كسى كه ولايت داشته باشد، به بهشت خواهد رفت.
[٤] - بحار الانوار، ج ٨، ص ٣٥٢، روايت ٢.